دلنوشته دختر شهید عباسعلی علیزاده به دختر شهید بلباسی..

عصر امروز در بیمارستانی در قائمشهر نوزاد دختر نخستین شهید مدافع حرم این شهرستان-محمد بلباسی- متولد شد.
 شهید بلباسی 17 اردیبهشت امسال در خان طومان سوریه به شهادت رسید.

دلنوشته دختر شهید عباسعلی علیزاده به دختر شهید بلباسی..

برسد به دست زینب..
به برادران و خواهر عزیزم تبریک میگویم ..امیدوارم با آمدن فرشته ی کوچولو کمی از غصه ی نبودن پدر رهاشوند..
برای زینبم مینویسم...
به نام کسی که تورا آفریده؛
سلام خواهرم ..زمینی شدنت مبارک ...نمیدانم خداوند چه حکمتی دارد که تورا اینگونه آفریده،شاید تورا آورده تا ندایی باشی امید بخش،شاید تورا آفریده تا از غضه ی نبودن پدر کم کنی ...حال که چشمانت را گشودی بدان اینجا دنیاست ...دنیا با همه ی آدمهای متفاوت..مهربان و نامهربان، دلسوز و یا ستمگر..دنیایی که فانی است ..دنیایی که درآن پدرانمان دلتنگ رفتن بودن .
نامت زینب است ،فرشته ی بابا.زینبی که پدرت و پدران ما برای دفاع از حریمش جان خودشان را بر کف دست گرفتند و رفتند...تو فرشته ی پاکی چون حال دیگر بابایت با فرشتگان همنشین شده ...تو دختر شهیدی..دختری مانند من، که شبها در تنهاییه اتاقش نام" پ..د..ر" را با خود و سکوت اتاقش زمزمه میکند تا یادش نرود نام زیبای "با..با "را ، آوایی که تا ابد در حسرت بازگوکردنش خواهد ماند..زینبم میخوام بگویم که بدانی پدران ما با افتخار و با علم و اعتقاد کامل برای حضرت زینب و رقیه رفتند،بدان خطی که انتخاب کردند آرزویشان بوده و هیچ خوفی نداشتند.از بابا بخاطر نبودنش دلخور مباش..بخاطر نداشتن بوسه و نوازشهای شبانه ی پدر دلخور نباش ، بخاطر اینکه مردم میگویند یتیم است و بابا ندارد دلگیر مباش..بگذار بگویند بابا ندارد ...مانند رقیه ..
تو پدر را به زینب و رقیه هدیه داده ای...
او مانند بابای من قهرمان بود،دلاوری که هیچ خوفی نداشت..رفت برای وطن...
به قول بابام : اصلا غصه نخور..روزی یکنفر می آید و دستانت را مانند پدر میفشارد..روزی یک نفر عاشقت میشود ،مانند پدر پشت و پناهت میشود..شاید بتوانی مهر پدر را در او پیدا کنی ..
بدان ...پدر آگاه است ،زنده است و نزد خدایش روزی میخورد، مانند من سالها در انتظار رسیدن به پدر باش ..دربهشت اورا خواهی دید خواهرم  ...

پیوندهای مفید



Login Form

پیوندهای مرتبط



تمامی حقوق مطالب محفوظ است